وب سایت شخصی دکتر احمدرضا عاملی
صفحه اصلی     درباره     مقالات     پیوندها     اشعار     تماس


در جوار او
تاریخ:

در پس هر شام صبح دیگری‌است
بعد از این منزل سرای دیگری‌است
عقل می‌داند که منزلگه کجاست
دل ولی دنبال راه دیگری‌است

آخر این دل خانه ویرانه‌ای‌است
چون خراباتی خراب دیگری‌است

عقل و دل بر نفس‌گر کاری کنند
در فراز قله، قاف دیگری‌است

دل به دنیا و به ما فی‌ها مبند
کار عمر ما ز بهر دیگری است

گر توانی پرده‌ای بالا بزن
در پس هر پرده جام دیگری‌است

گل ز گل می‌روید و بر شاخه‌اش
چهچه بلبل ز کام دیگری‌است

محو زیبائی این و آن مشو
اصل زیبائی از آن دیگری‌است

عشق مجنون است در وادی خاک
عشق افلاکی ز جای دیگری‌است

ساز و کار زندگی چون توسنی‌است
کام و آلامش به دست دیگری‌است

در چموشی گه به بالا گه به زیر
همت از تو، عاقبت با دیگری‌است

در جوار او، غم و شادی یکی‌است
صید او بودن، نجات دیگری‌است

جان ز قید تن خلاصی خواهدش
بی قراری یک قرار دیگری‌است

در مقام بی‌قراری در هبوط
دل ز جان کندن حیات دیگری‌است